encadrement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.ka.dʁə.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل قاب‌گیری یا محصور کردن
  2. آنچه برای قاب‌گیری به کار می‌رود
  3. نظارت و هدایت گروهی که مسئولیت آن را بر عهده دارند
  4. ایجاد چارچوب قانونی یا مقرراتی برای محدود کردن امور
  5. مجموعه افراد مسئول یک تیم یا گروه، به‌ویژه مدیران یک شرکت
  6. ارائه دو مقدار تقریبی یک عدد حقیقی از پایین و بالا
  7. نقش تزئینی پیوسته بیرون از قاب

مثال‌ها