encarter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.kaʁ.te\/

Conjugaison du verbe encarter

فعل

  1. قرار دادن مقوا در محل مشخص یک برگ.
  2. درج کردن سند یا برگه در کتاب.
  3. عضو شدن در سازمانی که کارت عضویت صادر می‌کند.
  4. ثبت نام فاحشه در پلیس.
  5. گذاشتن مقوا میان چین‌های پارچه پیش از اتو کردن.

مثال‌ها