embourber

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.buʁ.be\/

Conjugaison du verbe embourber

فعل

  1. در باتلاق انداختن
  2. درگیر کردن کسی در کاری بد که رهایی دشوار باشد
  3. در گل و لای فرو رفتن
  4. پذیرفتن پیامدهای کار بد

مثال‌ها