embrocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.bʁɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe embrocher

فعل

  1. روی سیخ کباب کردن
  2. با جسمی تیز سوراخ کردن
  3. با شمشیر یا چاقو از بدن کسی عبور کردن
  4. یک دستگاه را به مدار موجود وصل کردن

مثال‌ها