embossage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.bɔ.saʒ\/

اسم

  1. عمل مهار کردن کشتی یا حالت مهار شده آن
  2. ایجاد نقش برجسته روی کاغذ یا مواد نرم
  3. پر کردن روده

مثال‌ها