emboucher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.bu.ʃe\/

Conjugaison du verbe emboucher

فعل

  1. گذاشتن ساز بادی به دهان برای نواختن
  2. نهادن چیزی در دهان، به‌ویژه دهنه
  3. سخنرانی کردن یا نصیحت کردن
  4. وارد شدن به مصب رودخانه
  5. وارد شدن به یک خیابان

مثال‌ها