emboucaner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.bu.ka.ne\/

Conjugaison du verbe emboucaner

فعل

  1. تیره شدن یا پوشیده شدن آسمان
  2. سیاه کردن، تیره کردن؛ شلوغ کردن
  3. خسته شدن، دلتنگ شدن
  4. بوی بد دادن؛ متعفن کردن
  5. لکه‌دار کردن شهرت
  6. رهبری کردن؛ عجین شدن
  7. گیج شدن، اشتباه کردن
  8. تحریک کردن؛ عصبانی کردن
  9. کلاهبرداری، سوءاستفاده، فریب، دود کردن، عصبانی شدن
  10. جادو کردن؛ افسون کردن

مثال‌ها