ébranler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.bʁɑ̃.le\/

Conjugaison du verbe ébranler

فعل

  1. لرزاندن، تکان دادن و بی‌ثبات کردن (جسم فیزیکی)
  2. متزلزل کردن عقیده یا اراده، مردد ساختن کسی
  3. به حرکت درآمدن، شروع به راه افتادن

مثال‌ها