déshérence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.ze.ʁɑ̃s\/

اسم

  1. فقدان وارث طبیعی که موجب بازگشت ارث به دولت می‌شود.
  2. از بین رفتن پیوستگی یک سازمان.

مثال‌ها