désolation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.zɔ.la.sjɔ̃\/

اسم

  1. اندوه شدید، غصه عمیق
  2. ناراحتی، پریشانی خاطر
  3. ویرانی، خرابی، نابودی یک منطقه

مثال‌ها