démailler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.mɑ.je\/

Conjugaison du verbe démailler

فعل

  1. از هم گسستن زنجیر با شکستن حلقه‌ها
  2. تکان دادن تور برای ریختن صید
  3. جدا کردن بادبان کوچک از بادبان
  4. باز کردن گره مو

مثال‌ها