déchausser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ʃo.se\/

Conjugaison du verbe déchausser

فعل

  1. درآوردن کفش از پا
  2. جدا کردن اتصال اسکی از کفش
  3. برداشتن خاک اطراف پایه دیوار یا بنا
  4. فرسایش و تخریب پایه دیوار توسط عوامل طبیعی
  5. پاک کردن خاک اطراف ریشه گیاهان
  6. آشکار کردن و جدا کردن دندان از لثه
  7. جابه‌جا کردن سنگ‌فرش خیابان
  8. نوشیدن مقدار زیادی الکل و مست شدن

مثال‌ها