crépine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\kʁe.pin\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ crépiner
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ crépiner
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ crépiner
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ crépiner
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ crépiner

اسم

  1. نوار توری‌مانند با منگوله
  2. پرده چربی کلیه گوسفند، گوساله و خوک
  3. غذایی که با آن پوشانده شود
  4. صافی برای جلوگیری از ناخالصی‌های درشت

مثال‌ها