cracher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kʁa.ʃe\/

Conjugaison du verbe cracher

فعل

  1. تف کردن؛ آبِ دهان، خلط یا ترشحاتِ مجاریِ تنفسی را از دهان بیرون انداختن.
  2. دربارهٔ قلم، شیر و مانندِ آن: بخشی از محتوای خود را نامنظم بیرون ریختن؛ پس دادن، پاشیدن.
  3. با حرفِ اضافهٔ sur: تحقیر کردن، خوار شمردن؛ به چیزی پشت پا زدن.
  4. از دهان بیرون انداختن.
  5. به طور خشونت‌آمیز و تحقیرآمیز گفتن.
  6. دربارهٔ چیزهای بی‌جان: با شدت بیرون دادن، گویی از دهان؛ بیرون ریختن.
  7. به‌زور پول دادن؛ سلفیدن.

مثال‌ها