crachement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kʁaʃ.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل تف کردن.
  2. آب دهان انداخته‌شده.
  3. صدای ناخواسته ناشی از تماس بد در تجهیزات صوتی.
  4. جرقه‌های ناشی از نقص دستگاه برقی.
  5. نشتی متناوب از سوپاپ یا واشر معیوب.

مثال‌ها