consubstantiation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.syp.stɑ̃.sja.sjɔ̃\/

اسم

  1. نحوهٔ درک حضور واقعی مسیح در عشای ربانی نزد لوتریان که جوهر نان و شراب باقی می‌ماند
  2. اتحاد جوهرها

مثال‌ها