confronter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.fʁɔ̃.te\/

Conjugaison du verbe confronter

فعل

  1. افراد را رو در رو قرار دادن تا ببینند آیا بر سر موضوع توافق دارند.
  2. شاهدان و متهمان را رو در رو قرار دادن و بازجویی کردن.
  3. دو چیز را با هم مقایسه کردن و همزمان بررسی کردن.
  4. بازخواستِ یک تن دربارهٔ رفتاری که گمان می‌رود ناراست بوده است.
  5. محدود کردن.

مثال‌ها