comploter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.plɔ.te\/

Conjugaison du verbe comploter

فعل

  1. توطئه چیدن، نقشه کشیدن، طرح جنایی علیه کسی ریختن.

مثال‌ها