compact

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\kɔ̃.pakt\/

صفت

  1. متراکم، فشرده
  2. به هم پیوسته، منسجم
  3. توپر، حجیم
  4. (در مورد کتاب) با متن چاپی بسیار فشرده
  5. (نسخه چاپی) نسخه‌ای که هر جلد آن شامل مطالب چند جلد است
  6. (ریاضیات) فضای توپولوژیک فشرده (کامپکت)

اسم

  1. توافق‌نامه با پاپ (به‌ویژه در مورد اعطای منافع)

مثال‌ها