compagnonnage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.pa.ɲɔ.naʒ\/

اسم

  1. دورانی که جوانِ شاگردی‌دیده نزدِ استاد کار می‌کرد، پیش از آنکه خود استاد شود.
  2. انجمن‌های افراد برخی مشاغل
  3. شیوه زندگی گروهی و همبسته
  4. همراهی
  5. همراهی گیاهان که یکی دیگری را تقویت می‌کند

مثال‌ها