commissaire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ.mi.sɛʁ\/

اسم

  1. مأمور؛ کسی که مأموریتی به او سپرده شده است.
  2. بازرس؛ کارمندِ مسئولِ نظارت بر شرکت‌های مالی یا صنعتی.
  3. کمیسر؛ نمایندهٔ دولت برای مأموریت‌های سیاسیِ موقت.
  4. در کانادا، رئیسِ رسمی و تشریفاتیِ یکی از سه قلمرو و نمایندهٔ دولتِ فدرال، همانندِ فرماندارِ کل یا معاونِ فرماندار در استان‌ها.
  5. کمیسرِ پلیس؛ رئیسِ کلانتری.
  6. قاضیِ مأمور؛ قاضی‌ای که دادگاه برای انجامِ برخی اقدامات و گزارشِ آن‌ها تعیین می‌کند.
  7. مسئولِ نمایشگاه، کیوریتور؛ کسی که طراحی و برگزاریِ نمایشگاه یا رویدادی علمی یا فرهنگی را بر عهده دارد.
  8. عضو کمیسیون
  9. به‌ویژه عضوِ کمیسیونِ اتحادیهٔ اروپا؛ کمیسر.
  10. گردانندهٔ مجلسِ رقص، جشن یا ضیافت؛ کسی که تدارکات را هدایت و از مهمانان پذیرایی می‌کند.
  11. همسر کمیسر

مثال‌ها