commiter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ.mi.te\/

Conjugaison du verbe commiter

فعل

  1. ثبت نسخه جدید فایل در سیستم مدیریت پیکربندی
  2. متعهد کردن یا درگیر کردن

مثال‌ها