commettre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ.mɛtʁ\/

Conjugaison du verbe commettre

فعل

  1. مرتکب شدن؛ کارِ نکوهیده‌ای انجام دادن.
  2. کسی را به کاری گماردن.
  3. قاضی تعیین کردن.
  4. سپردن.
  5. به طور نامناسب در معرض خطر، دردسر یا تحقیر قرار دادن.
  6. چند رشته را به هم تابیدن تا طناب بسازد.
  7. تولید کردن (کتاب، فیلم و غیره).

مثال‌ها