collocation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ.lɔ.ka.sjɔ̃\/

اسم

  1. تعیین ترتیب پرداخت طلبکاران
  2. رتبه هر طلبکار در ترتیب پرداخت
  3. مبلغی که طلبکار در رتبه خود دریافت می‌کند
  4. هم‌نشینی واژگان که اغلب با هم به کار می‌روند
  5. نوعی محاسبه برای ارزیابی مقادیر انتگرال
  6. بستری بدون رضایت بیمار

مثال‌ها