colmater

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔl.ma.te\/

Conjugaison du verbe colmater

فعل

  1. پر کردن یک گودی (معمولاً زیر آب) با خاکی که از مناطق مرتفع‌تر آورده شده و توسط خود آب رسوب می‌کند
  2. پر کردن از طریق رسوب‌گذاری تدریجی
  3. درزگیری کردن، جلوی جریان را گرفتن، سوراخی را مسدود کردن (بتونه‌کاری یا کیپ کردن)

مثال‌ها