colloquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ.(l)lɔ.ke\/

Conjugaison du verbe colloquer

فعل

  1. جای دادن.
  2. طلبکاران را طبق ترتیب پرداختشان از قیمت فروش مال بدهکارشان در جدول قرار دادن.
  3. جایی برای کسی یا چیزی که می‌خواهد از شرش خلاص شود پیدا کردن.
  4. اعمال کردن.
  5. بستری کردن، در آسایشگاه جای دادن.
  6. نشستن.

مثال‌ها