cocarde

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\kɔ.kaʁd\/

اسم

  1. نشان پارچه‌ای یا فلزی روی کلاه سربازان
  2. تزیین روبانی برای کلاه زنانه
  3. نشان لباس‌های خدمتی یا کالسکه‌ها
  4. حلقه پارچه‌ای روی سر گاو نر برای مسابقه
  5. نشان شناسایی
  6. ساده‌لوح، احمق، خودنما، هرزه

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ cocarder
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ cocarder
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ cocarder
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ cocarder
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ cocarder

مثال‌ها