clignoter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kli.ɲɔ.te\/

Conjugaison du verbe clignoter

فعل

  1. مرتباً پلک زدن.
  2. چشمک زدن (چراغ)، روشن و خاموش شدن متناوب.

مثال‌ها