chignole

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\ʃi.ɲɔl\/

اسم

  1. دسته یا میل لنگ.
  2. چرخ‌دنده قرقره یا دستگاه نخ‌پیچ.
  3. مته دستی نجار.
  4. ابزار مکانیکی چرخان برای سوراخ کردن مواد سخت با مته.
  5. دریل برقی.
  6. خودرو یا ماشین.
  7. کاروان یا خانه سیار.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ chignoler
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ chignoler
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ chignoler
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ chignoler
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ chignoler

مثال‌ها