Chaperonner une jeune personne. — همراهی کردن یک دختر جوان به عنوان سرپرست.
On dut parler beaucoup toilettes cet automne et ce début d’hiver-là à Suarlée où les quatre jeunes personnes vécurent chaperonnées par Madame de Robeaulx. — آن پاییز و آغاز زمستان در سوآرله باید خیلی درباره لباسها صحبت میشد، جایی که چهار دختر جوان تحت سرپرستی مادام دو روبو زندگی میکردند.
Chaperoner enlever les testicules d’un coq — چاپرونر برداشتن بیضههای خروس
Nul n’est plus curieux d’apprendre quel âge a le gerfaut qu’on chaperonne, […]. — هیچکس کنجکاوتر از این نیست که بداند شاهینِ سفیدِ قطبیای که کلاه بر سرش میگذارند چند سال دارد، […].
Chaperonner une muraille. — پوشاندن یک دیوار با قرنیز.
Chaperonner un mur des deux côtés. — پوشاندن یک دیوار از هر دو طرف با قرنیز.