cendrillon
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\sɑ̃.dʁi.jɔ̃\/
اسم
زن یا دختر جوانی که به ندرت از خانه خارج میشود و خانواده کارهای خانهای پست را به او واگذار میکنند
دختر جوانی از طبقه متوسط که کارهای سخت را انجام میدهد و مورد بیتوجهی است، اما سرنوشت خوشایندی به طور غیرمنتظره و امیدبخش برایش پیش میآید
مثالها
C’est la cendrillon de la maison.
—
او سیندرلای خانه است.
Mots liés
cène
cenelle
cénobite
cénobitique
cénobitisme
cénotaphe
cens
censé
censée
censément
censeur
censitaire
censitaire
censorat
censurable
censure
censurer
censures
cent
cent
cent heures de chagrin ne payent pas un sou de dettes
cent livres de chagrin ne payent pas un sou de dettes
centaine
centaure
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی