caramboler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ka.ʁɑ̃.bɔ.le\/

Conjugaison du verbe caramboler

فعل

  1. زدن همزمان دو توپ با توپ خود
  2. تصادم کردن، برخورد کردن

مثال‌ها