brocanter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁɔ.kɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe brocanter

فعل

  1. جنس خریدن، فروختن یا معامله کردن.
  2. در تجارت تابلو، برنز، مدال، جواهر، چینی و مانند آن کار کردن.

مثال‌ها