broche de raccordement
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\bʁɔʃ də ʁa.kɔʁ.də.mɑ̃\/
اسم
قطعه فلزی متصل به محفظه یا مدار برای اتصال الکتریکی و تثبیت
Mots liés
brochée
brochée
brocher
broches
brochés
brochet
brocheter
brocheton
brochette
brocheur
brocheuse
brochoir
brochure
brochurer
brocoli
brodée
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی