bouchonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bu.ʃɔ.ne\/

Conjugaison du verbe bouchonner

فعل

  1. چین‌دار کردن، مچاله کردن
  2. مالیدن با چوب‌پنبهٔ کاهی
  3. نوازش کردن، ناز کردن
  4. به حالت چوب‌پنبه شناور ماندن
  5. ایجاد ترافیک یا ازدحام

مثال‌ها