balayer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ba.lɛ.je\/

Conjugaison du verbe balayer

فعل

  1. جارو کردن؛ جایی را با جارو پاک کردن.
  2. کشیده شدن روی زمین (در مورد لبه لباس).
  3. زیرِ آتشِ گسترده گرفتن؛ با آتشِ پیوسته و چرخشی جایی را درو کردن.
  4. دشمن را از جایی راندن و آن‌جا را پاک‌سازی کردن.
  5. حریفان را درهم کوبیدن؛ پیروزیِ بزرگی به دست آوردن.
  6. کنار زدن، رد کردن؛ مثلاً اعتراض‌ها را با یک حرکت رد کردن.

مثال‌ها