baleine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ba.lɛn\/

اسم

  1. نهنگ
  2. میلهٔ نازکِ انعطاف‌پذیری که نقشِ قالب و نگه‌دارنده دارد. در گذشته از استخوانِ نهنگ می‌ساختند و برای اسکلتِ چتر و فنرِ کُرست به کار می‌رفت.
  3. پلاستیک داخل یقه پیراهن
  4. چوب راهنما در کلیسا
  5. موجِ بزرگی که به عرشه می‌زند.
  6. اره باریک و انعطاف‌پذیر برای برش سنگ نرم و مسیرهای منحنی
  7. زن بسیار چاق و چاق‌مرض
  8. نماد نهنگ در نشان‌های هرالدیک با دم برافراشته و فواره آب
  9. پشتیبان نماد نهنگ در تزئینات خارجی نشان‌ها
  10. شخصی که مبالغ کلان برای کالاها خرج می‌کند
  11. پل معلق شبیه استخوان ماهی برای تخلیه بالاست
  12. سرمایه‌گذار بزرگ ارز دیجیتال

مثال‌ها