balancier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ba.lɑ̃.sje\/

اسم

  1. قطعه نوسانی برای تنظیم حرکت ماشین.
  2. دستگاه ضرب سکه و مدال.
  3. چوب بلند تعادل برای بندباز.
  4. چوب حمل بار روی شانه.
  5. ساختار تعادل در حشرات دوبال.
  6. شناورهای جانبی قایق برای جلوگیری از واژگونی.
  7. نوسان در امور انسانی.

مثال‌ها