ajustement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.ʒys.tə.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل تنظیم کردن یا تنظیم شدن
  2. نتیجه تنظیم، تطبیق، انطباق
  3. تنظیم خودکار لحن صدا (اتوتیون)
  4. تنظیم یا کالیبره کردن ابزار اندازه‌گیری یا مدار الکترونیکی
  5. میزان لقی یا سفتی بین دو قطعه مکانیکی در یک مجموعه (انطباق مکانیکی)
  6. سازش، توافق
  7. لباس، زینت
  8. تنظیم دقیق پارامترهای هوش مصنوعی برای یک کار خاص (Fine-tuning)

مثال‌ها