برآمدگی دایرهای رادیاتور برای افزایش سطح خنککاری.
قطعه مکانیکی شبیه بال کوچک برای جابهجایی سیال یا انتقال حرارت.
سپر کوچک که بر شانه بسته میشد.
فعل
اولشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ aileter
سومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ aileter
اولشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ aileter
سومشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ aileter
دومشخصِ مفردِ امرِ فعلِ aileter
مثالها
Torpille à ailettes. — اژدر بالدار.
Ailettes de la turbine. — بالههای توربین.
Il portait des lunettes noires de soudeur pour préserver ses yeux de l’éclat du métal que ses collègues faisaient couler d’un creuset, dont il dirigeait la marche, sur un coffre posé sur le sol et incliné, et aux éléments maintenus serrés par de grosses vis à ailettes. — او عینک جوشکاری مشکی به چشم داشت تا چشمانش را از درخشش فلزی که همکارانش از بوتهای که او هدایت میکرد روی جعبهای روی زمین و کجشده میریختند حفظ کند و عناصر با پیچهای بالدار بزرگ محکم نگه داشته میشدند.
Nous voulons parler des ailettes, qui consistaient en deux plaques carrées de métal que l'on portait fixées sur les deux épaules. — ما میخواهیم از بالهها صحبت کنیم که شامل دو صفحه مربعی فلزی بودند که روی دو شانه ثابت میشدند.