adhésif
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · اسم · /\a.de.zif\/
صفت
که میچسبد
اسم
مادهای که اجازه میدهد اشیاء به یکدیگر بچسبند
نوار چسب؛ نوار پلاستیکی پوشیده از چسب که برای اتصال برگههای کاغذ و غیره استفاده میشود
مثالها
Or adhésif.
—
طلا چسبنده.
On laisse l'adhésif sécher pour qu'il devienne comme un vernis.
—
چسب را میگذارند خشک شود تا مانند لاک شود.
Mots liés
scotch
autocollant
adhésion
adhésive
adi
adi
adiabaties
adiante
adiantum
adieu
adieu
adieux
adipeux
adipose
adirer
adis
adition
adj
adjacent
adjectif
adjectif
adjectifs
adjectifs
adjectival
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی