distiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\dis.ti.le\/

Conjugaison du verbe distiller

فعل

  1. در معرض تقطیر قرار دادن
  2. در معرض تقطیر قرار گرفتن
  3. استخراج کردن
  4. چکیدن؛ به‌آرامی پخش کردن

مثال‌ها