squad
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\skwɑd\/
اسم
تیم مسئول توسعه نرمافزاری.
مثالها
Je suis arrivée en octobre dans cette squad qui compte un tech lead et deux dev’, front et back.
—
من در ماه اکتبر به این تیم پیوستم که شامل یک رهبر فنی و دو توسعهدهنده، فرانتاند و بکاند است.
Mots liés
squadra
Squadra Azzura
squale
squame
squameux
square
squash
squat
squatter
squatter
squattérisé
squaw
squeeze
squeezent
squelette
squelettique
squid
squine
squire
squirre
squirreux
squish
squish
sr
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی