squatter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\skwa.tœʁ\/

Conjugaison du verbe squatter

فعل

  1. به‌طور غیرقانونی در ساختمان یا زمینی ساکن شدن (اسکوات کردن).
  2. چمباتمه زدن.
  3. بی‌هدف در یک مکان پلاس بودن، پرسه زدن.

اسم

  1. کسی که به طور غیرقانونی ساختمانی یا زمینی را اشغال می‌کند
  2. مهاجر آمریکایی که منطقه‌ای در غرب ایالات متحده را به طور غیرقانونی اشغال می‌کرد
  3. بی‌خانمان که بدون حق، خانه یا آپارتمان خالی را اشغال می‌کند
  4. کسی که مدت طولانی جایی را اشغال می‌کند که در آن ناخواسته است

مثال‌ها