mainstream

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\mɛn.stʁim\/

اسم

  1. پدیده‌ای پرطرفدار که مورد توجه گسترده است
  2. رسانه‌ها، مطبوعات و صنعت انبوه
  3. سبکی از جاز که در دهه ۱۹۵۰ پدید آمد

صفت

  1. بسیار محبوب، عام‌پسند و پذیرفته‌شده توسط توده مردم
  2. هماهنگ با عرف، بدون اصالت و نوآوری

مثال‌ها