billet
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\bi.jɛ\/
اسم
نوشته کوتاهی که برای کسی فرستاده میشود (یادداشت / نامه کوتاه).
نوشتههای چاپی یا دستنویس برای اطلاعرسانی (اطلاعیه).
نوشتهای که به وسیله آن شخص متعهد به پرداخت مبلغی میشود (سفته / برات).
کارت یا نوشته کوچکی که اجازه ورود به مکانی، رویدادی، قطاری و غیره را میدهد (بلیت).
برگه رأی.
برگهای که به شرکتکنندگان در بختآزمایی داده میشود (بلیت بختآزمایی).
اسکناس.
سفته تجاری.
مبلغ هزار فرانک (در گذشته).
نوشته یا مقاله منتشر شده در یک وبلاگ یا انجمن (پست وبلاگ).
مثالها
Écrire, recevoir un billet.
—
نوشتن، دریافت یک یادداشت.
Un petit billet.
—
یک یادداشت کوچک.
On jeta sur la scène un billet qui contenait des vers.
—
روی صحنه یک یادداشت انداختند که حاوی اشعار بود.
Billet de mariage.
—
اعلامیه ازدواج.
Billet de faire part. On dit plutôt
—
اعلامیه اطلاعرسانی. بیشتر میگویند
Lettre de faire part, ou elliptiquement
—
نامه اطلاعرسانی، یا به صورت خلاصه
Mots liés
billet à ordre
billet de trésorerie
billet ouvert
billet vert
billetterie
billettique
porte-billets
ticket
fonds
pamphlet
billette
billette
billettique
billevesée
billiard
billiards
billig
billion
billon
billonnage
billot
Billy
bilobé
bilocation
biloculaire
bimane
bimane
bimbelot
bimbeloterie
bimbelotier
bimbelotière
bimbo
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی