ballast

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ba.last\/

اسم

  1. وزنه تعادل کشتی
  2. مخزن آب یا هوای زیردریایی
  3. شن ریخته‌شده زیر ریل راه‌آهن
  4. قطعه الکتریکی محدودکننده جریان

مثال‌ها