baller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ba.le\/

Conjugaison du verbe baller

فعل

  1. رقصیدن.
  2. تاب خوردن، آویزان و معلق بودن.
  3. با خشونت پرت کردن یا انداختن (اشیاء).
  4. با جریان آب شناور شدن.
  5. (لباس) بیش از حد گشاد بودن، به تن زار زدن.

مثال‌ها