pater

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\pa.te\/

Conjugaison du verbe pater

اسم

  1. دعای «پدر ما».
  2. دانهٔ درشتِ تسبیح که بر آن دعای «پدرِ ما» (pater) خوانده می‌شود.

فعل

  1. قرار دادن در وضعیت pat.

مثال‌ها