esser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ.se\/

Conjugaison du verbe esser

فعل

  1. گذاشتن سیم در شکاف‌های دایره‌ای کالیبرسنج برای اندازه‌گیری قطر آن.